دفتر خاطرات

خاطرات من در قالب شعر،نوشته و داستان

دفتر خاطرات

خاطرات من در قالب شعر،نوشته و داستان

سلام

به محل درد دل های خسته دل خوش اومدید

اینجا مکانی برا نشر اشعار و نوشته های منه

ممنون که اینجا رو برای بازدید انتخاب کردید


اینستاگرام بنده:m.h.amini1380

قسمت پنجم سرگذشت من

جمعه, ۲۲ مرداد ۱۳۹۵، ۱۰:۱۰ ق.ظ

قسمت پنجم


خب یکی از بهترین 13 به در های عمر خسته دل مال سال93بود


کوه بیابون بارون همه بی سرو سامون



ای بابا 

اینجام نمیتونم بی قافیه کار کنم D:





تو آخرین روزای عید نوروز

هوای سردو کمی هم میاد سوز

ابرا تو آسمون میانو میرن

ابرای مشکوکی که از آب سیرن

صبحونه با نون داغو تازه

صدای قلبم مثل صدای سازه

نزیکای ظهر و هوای عالی

به کوه میریم همین اول سالی

موقع برگشت بود عموی من گفت

بارون بیاد نمی ارزه اینجا مفت

موقع سیخ کردن جوجه ها بود

بارون گرفت راه افتاد اونجا یک رود

جمع کردیم و بندو بساطو بستیم

جمع کردیمو توی خونم نشتیم

گفتیم و خندیدیم چه حسو حالی

هوای خسته دل چه خوبو عالی



عجب روزی بود

خعلی خوش گذشت خععععععععلی

اصلا وصف ناپذیر






(قسمت بعد:نوروز94)


  • محمد حسین امینی

نظرات  (۱)

شعرتون عالییییی بود.
خوبه که بهتون خوش گذشت ^_^

پاسخ:
ممنون
😁

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی