دفتر خاطرات

خاطرات من در قالب شعر،نوشته و داستان

دفتر خاطرات

خاطرات من در قالب شعر،نوشته و داستان

سلام

به محل درد دل های خسته دل خوش اومدید

اینجا مکانی برا نشر اشعار و نوشته های منه

ممنون که اینجا رو برای بازدید انتخاب کردید


اینستاگرام بنده:m.h.amini1380

قسمت دوم سر گذشت من

شنبه, ۲ مرداد ۱۳۹۵، ۰۳:۴۲ ب.ظ

"قسمت دوم"


تو قسمت قبل اشاره کردیم که این اتفاق سال1388افتاد اما چه ماهی

عجب ماهی

بهمن


در ملک خدا گشتم گرفتار بلا

چون که آمد خواهری مثل طلا

دخت بهمن تک بُوَد مثلی ندارد

این ملائک روز ها را میشمارند

تا رسند بر مَه بهمن مات و مبهوت

حواسشان بهر بهمن میشود شوت

وای که این بهمن چه غوغایی شده

جان جانان در بَرش جانی شده



روز 23 بهمن مصادف با 27 صفر بود


آماده شده رخت سیاه پوشیده

چون که حسن زهر جفا نوشیده

برخیز و بزن ناله که در امروزی

بهر محمد خون دل جوشیده



اما ادامه داستان



صبح روز بیستو سوم بدرخشید 

ستاره ای و بست دست خورشید 

سریع بیا به سرعت آب و باد

ساعت ده رسیده من شادِ شاد

لطف خدا شامل خسته دل گشت

در مَه بهمن دل من شده دشت



(قسمت بعدی در رفتن مچ پای چپم سال 1391)

  • محمد حسین امینی

نظرات  (۴)

آفرین؛ مثبت به شما +

👍👍👍
  • سید مهدی رییس السادتی
  • سلام
    شاعری هست شما برای خودت
    پاسخ:
    ممنون
    سلام دوست عزیزم
    همراهی شما دوست بصیر با ما باعث امیدوار شدن ما میشه
    نظر شما در سرباز صفر پاسخ داده شد
    :)
    باز هم به ما سر بزنید
    التماس دعا
    +

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی